آخرین اخبار:
آخرین به روزرسانی: ۱۹ آذر

زیکا و ابولا، تنها پیش درآمدی بر آنچه در راه است

۱۵ اسفند ۱۳۹۴ مهراد مظاهری
زیکا و ابولا، تنها پیش درآمدی بر آنچه در راه است

زیکا و ابولا هر دو بیماری‌هایی هستند که تا چندی پیش برای بسیاری از افراد ناشناخته بودند. اما هر دوی آن‌ها شیوع ناگهانی و  وسیعی داشتند و دانشمندان و متخصصین سلامت در سراسر جهان، آسیب پذیر ظاهر شدند.

اما متخصصین نگران آنند که نکند این روند بیماری‌ها توسط امراض ناشناخته‌ی دیگری ادامه پیدا کند.

اول ابولا بود و سپس زیکا آمد و هر دوی آن‌ها، سازمان بهداشت جهانی  WHO را وادار کرد تا وضعیت را برای جهان خطرناک اعلام کند.

هر دوی این بیماری‌ها، دهه‌ها بود که شناخته شده بودند اما هنگامی که بیشترین نیاز به واکسن یا دارو برای این بیماری‌ها وجود داشت، هیچ کدام از آن‌ها در دسترس نبودند. پس چه اتفاقی دارد می‌افتد؟

آیا این‌ها تنها اتفاقات بدی هستند که در هر دو مورد موفق به غافلگیری ما شده‌اند یا آغازی از یک روند نگران کننده و طلیعه ای برای آن‌چه در پیش داریم است؟

در نگاه اول تشابهی بین دو بیماری به نظر نمی‌رسد. در یکی به ندرت افردا به آن مبتلا می‌شوند اما اگر شدند تاوان سنگینی را باید بپردازند، در حالی که دیگری به آسانی شما را مبتلا می‌کند اما در اکثر موارد بی ضرر است.

یا این وجود، در هر دو مورد یک شاخصه‌ی جدید وجود دارد و آن، یا در شکلی است که ویروس شایع شد و یا در چگونگی تاثیر آن بر مردم که شیوع آن را به تهدیدی جدی تبدیل کرد.

این یک نگرانی جدی برای سلامت جهانی است. چرا که چنین تغییرات ناگهانی در روش‌های معمول درمان، نه تنها می‌تواند پیشبینی تهدیدات سلامتی جامعه را سخت تر از معمول کند، بلکه باعث ایجاد تفاوت بین شیوع محلی و اپیدمی جهانی می‌شود.

آن چه نگران کننده‌تر است، رایج‌تر شدن چنین بیماری‌هایی با تغییر روند مهاجرت انسان‌ها و حیوانات، افزایش جمعیت شهر نشین، تراکم در کلان شهرها، افزایش مقاومت به آنتی‌بیوتیک ها و تغییرات آب و هواست.

آن چه در مورد ابولا تغییر یافت، تواناییش در شیوع بود

در گذشته، بزرگترین دشمن ابولا قدرت خودش بود. این ویروس به قدری سریع، میزبانش را از پای در می‌آورد و می‌کشت که فرصت نمی‌کرد بیماری را به دیگران انتقال دهد و شیوعش با تماس انسانی را محدود می‌کرد.

به همین علت، برای دهه‌ها یک بیماری کم تاثیر باقی ماند و به شیوع‌های کوچک در مناطق روستایی کم جمعیت و دور افتاده محدود شد.

آن چه در آفریقای غربی تغییر یافت، تواناییش برای رسیدن به مناطق شهری پرجمعیت‌تر بود و باعث شد تا به سرعت شایع شود.

در مورد زیکا ماجرا متفاوت بود

باور بر این بود که زیکا یک بیماری نسبتا خوش خیم است و اگر هم علائمی داشته باشد تنها باعث نشانه‌های یک سرماخوردگی معمولی می‌شود.

به همین علت، نگرانی کمی از شیوع این بیماری توسط پشه‌هایی که میان قاره‌ها جا به جا می‌شدند وجود داشت.

اما اکنون با شک کردن به شیوع زیکا به عنوان محتمل‌ترین دلیل افزایش ناگهانی پرونده‌های میکروسفالی در برزیل – که می‌تواند باعث تولد نوزادان با سرهایی به شکل غیر عادی کوچک بشود – ما یک مورد اضطراری دیگر را در دستان خود داریم، به خصوص اگر گزارشات انتقال آن از طریق رابطه‌ی جنسی تایید شود و شیوع آن به پشه‌ها محدود نشود.

اگر زیکا را به عنوان یکی از دلایل میکروسفالی در نظر بگیریم، در چگونگی آن هنوز نظری نداریم.

در ۷ دهه‌ای که زیکا کشف شده است، هیچگاه چنین عوارض فجیعی از آن مشاهده نشده بود.

در پی شیوع ۲۰۱۴ در پلی‌نزی فرانسه، نوعی از صدمات عصبی به نام سندرم گیلن باره، در تعداد کمی از افراد دیده شد و در مواردی که حامله بودند، ۱۷ مورد نقصان در تشکیل سیستم عصبی مرکزی در جنین‌ها مشاهده شد.

با این همه، بعد از آن هم زیکا جدی گرفته نشد، تا وقتی که زنگ خطر در برزیل به صدا درآمد.

پس چرا حالا؟ شاید چون تنها با روی نمودار قرار دادن آمارها می‌توانیم این تهدید را ببینیم – ۱٫۵ میلیون مورد از زیکا در برزیل در مقابل بدترین شیوع قبلی آن که تنها ۳۰۰۰۰ مورد بود.

یا این که ویروس زیکا جهش یافته و توانمندتر شده است

جدا از این‌ها، احتمالا چندین سال زمان خواهد برد تا ارتباط نهایی زیکا با میکروسفالی را بیابیم و بخواهیم دلایل اپیدمولوژی شیوع ناگهانی آن را در این موقع، بدانیم.

آن چه واضح است، آن است که علاوه بر اقدامات مقابل پشه‌ها، به واکسن جدیدی هم نیاز است.

اما بر خلاف ابولا، ما گزینه‌های مختلفی از واکسن‌ها نداریم تا بتوانیم با آزمایش‌های مختلف، راهمان را پیدا کنیم.

با تشکر از ابولا که صنعت را مجاب کرد تا سریعتر و وظیفه‌شناسانه، در مقابل تولید واکسن‌ها عمل کند و یا همان‌هایی که داریم را بهبود ببخشد. اما با این وجود هم سال‌ها روند تولید واکسن به طول خواهد انجامید.

پس چه نیازی به اعلام وضعیت اضطراری است وقتی از اول هم هیچ واکسنی نبوده است؟

بخشی از مشکل آن است که، برای بعضی از بیماری‌های جدی، سودی در پیشگیری وجود ندارد. یعنی اگر بخواهیم جلوی شیوع بیماری را بگیریم، نمی‌توانیم از صنعت توقع داشته باشیم تا راه درمانی بیابد.

به جای آن باید، دول، بخش‌های خصوصی و افراد بخشنده، هر کدام قسمتی را به عهده بگیرند و هرچه سریعتر باید این کار را انجام دهند و منتظر شیوع بعدی نباشند.

خبر خوب آن است که حال ایده‌ای داریم تا کجا باید تفکراتمان را خرج کنیم. در دسامبر، سازمان بهداشت جهانی دانشمندان و پزشکانی که یک لیست اولیه از ۸ بیماری که باید جلوی آن‌ها گرفته شود و بسیار خطرناک هستند، مانند ابولا و سایر بیماری‌های «تب خونریزی دهنده» مثل ماربرگ و تب لاسا را، داشتند گرد هم آورد.

همچنین زیر مجموعه‌ای از سه بیماری خطرناک دیگر، که شامل زیکا بود و نیازمند برخورد فوری داشتند را نشانه گذاری کردند.

و نکته آنجا است که هیچ کدام از بیماری‌ها غیر قابل پیشبینی نبودند.

این‌ها همه بیماری‌های شناخته شده‌ای هستند که تهدیدشان جدی نبوده و جدی گرفته نشده است، حداقل نه تا حال حاضر، و برای همین به دنبال واکسن برای آن‌ها نبوده‌اند.

آنچه که هم زیکا و هم ابولا به ما یاد دادند آن بود که هیچگاه پاتوژن‌ها را ثابت در نظر نگیریم و فکر نکنیم که عملکردشان در طول زمان تغییر نخواهد کرد.

ما باید این شیوه‌ی برخورد را که تا مرضی تمام جهان را در خطر قرار نداده به دنبال یافتن راه درمانی برای آن نباشیم، کنار بگذاریم.

منبع: آشپزباشی ، ترجمه شده از بی بی سی

کانال اخبار آشپزباشی
دسته بندی ها: اخبار

نظری ارسال نشده است ، اولین نفر باشید.

پاسخ دهید

توجه: نظراتی که حاوی مطالب توهین آمیز است منتشر نخواهد شد

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد. فیلد های اجباری با *مشخص شده است. *

*
*

اپلیکیشن آشپزباشی

اپلیکیشن آشپزباشی را برروی تلفن های هوشمند خود داشته باشید!